صندلی دویست هزار تومنی
یه آقایی هست تو محل کار ما که یه شکم خیلی بزرگ داره. منم خیلی دوسش دارم. شکمشو نه ها! خودشو! این آقا که اسمشم نمیبریم که ریا نشه.. صندلیش خراب شد و درخواست یه صندلی داد. یه آقای دیگه هم که فهمید ایشون صندلیشون داره نو میشه تو همون برگه درخواست ١ را به ٢ تبدیل کرد تا صندلی ایشان نیز نو شود. از فرداش ٢-٣ نفز از خانما کمرشون شروع کرد به درد گرفتن. تا امروز که ۴ تا از اون صندلی ها به قسمت ما وارد شده. خوش میگذره دیگه.. دور همیم.
سلام
دیگه قیافم شده عین تسویه پایانه های فروش!!! سرخوش جون بالاخره میخوای مارو بفرستی کلاس اکسس یا نه؟! البته خوش میگذره ها.. دور همیم.. میریم ویو.. چرت و پرت میگیم خوبه بد نیست خدا رو شکر. خوب حالا میرسیم به آموزش. چند تا کلمه و ترکیب تازه میگم یاد بگیرید.
ویو : جایی که ویوی خوبی دارد و برای استراحت مناسب است (آبدارخانه)
چرت و پرت: غیبت همکارانی که نیسند اعم از خانم و آقا، رئیس و مرئوس.
تسویه پایانه های فروش : این طولانیه حوصلشو ندارم
اکسس: ...
سرخوش: جناب معاون.
دارم عادت میکنم به اینکه خونه فقط یه جاییه برای شام خوردن و خوابیدن. خوبه البته پنجشنبه و جمعه هست!
ماه رمضون شد و به قول بچه ها.. آره دیگه..
یه نکته ی جالبی که داره ماه رمضون، اینه که به آدم میگه اگه از این موقع تا این موقع نخوری، از اون موقع تا اون یکی موقع میتونی یک عالمه بخوری بدون هیچ محدودیتی! تو بقیه ی رفتارای آدمم این مساله یه جورایی وجود داره تو ماه رمضون و نمیگما کلا میگم. مثلا.. نه مثالاشو دیگه حوصلم نمیاد همین که خودم میفهمم چی میگم بسه.
بعد دیگه ماه رمضون پارسالم یادش به خیر... کلا خیلی چیزا یادش بخیر. الانم حالم خوبه ممنون. امیدوارم حال شما هم خوب باشه ( بله خود شما! ). سرم گرمه یه آب باریکه ای هم هست میگذره خدا رو شکر.
این وبلاگ دیگه زیادی بیهدف شده شاید یه کم سمت و سوشو عوض کنم راجع به کار و رفتار سازمانی و غیر سازمانی و خودم و بقیه و میز و صندلی و دیوار و این چیزا بنویسم. حالا معلوم نیست. راستی یه قرص ندارید آدم بخوره دانشگاه قبول شه؟ من طالبم اگه هست. دیگه سلامتی و همین. خوش باشید...
هر روز بد تر از دیروز. چیکار کنیم؟
جونِ مادرتون!
از طرفداران محترم رئیس جمهور، رسانه ملی، نیروهای خدوم انتظامی، جان برکفان بسیج، عوامل خود جوش و مردمی موسوم به لباس شخصی و همه ملت شریف ایران که همیشه پشتیبان این نظام و انقلاب بودند عاجزانه تقاضا میکنم دست از سر این قلیل خس و خاشاک بردارید و هی پا رو دُمِ این مردم وابسته به بیگانه نذارید! باور کنید این روش جواب میده! میدونم سخته و نمیتونید احساسات خودتونو کنترل کنید و تو هر تظاهرات باید یه چند نفری رو بکشید تا آروم بشید اما خب کوتا بیاید جون مادرتون!
از فردا
نه آدم بعضی وقتا ام خوشش میاد.. رفتم دو طبقه بالاتر. داشتم تابلوی اتاقا رو میخوندم که ببینم کجا باید برم که یکی از درا باز شد. دو نفر یواشکی یه نگاهی کردن و در گوش هم یه چیزایی گفتن.
-فکر کنم باید بیام اینجا آره؟
-بله بفرمایید!
بعد از مصاحبه با مدیر امور مالی قرار شد اونجا مشغول به کار بشم.
همه که مثل هم نیستن.. خوب این آقا فکر میکرد من برای اون قسمت از یه لیسانس حسابداری مناسبترم! منم بهش اعتماد کردم و پذیرفتم. حالا دیدید همه دیدشون نسبت به ریاضی بد نیست! البته آقای مدیر گفته بودن اگه شریف دارید شریف بفرست ولی در بقالی کارگزینی این قلم موجود نبود. (خوشبختانه یا متاسفانه؟!)
هر چند از حسابداری خوشم نمیومد ولی از فردا میاد. خوشم میاد. خیلی خوشم میاد!!
البته حسابداری داریم تا حسابداری اینم هست!
تو کجایی
قبول دارید آدما یه طور دیگه شدن؟
مثلا بریم به 15 سال پیش.. نه بریم به 35 سال پیش:
خوب من یادم نیست! ولی خوب بذار از لحاظ اعتقادی بررسی کنیم.. (بعضیا دیگه واقعا از این حرفای من حالشون.. ولی من قبلاً هم بهشون گفتم که اینا رو برا دل خودم مینویسم!) خوب ببین مثلا همه چی بوده انواع و اقسام تفریحات. سالم و نا سالم بعد چی شد؟ ا ن ق ل ا ب شد و همه این چیزا رو گذاشتن کنار. بعد یکم گذشت.. 5 سال.. 10 سال.. 15 سال.. آهان داریم نزدیک میشیم.. اونایی که یهو گذاشتن کنار دیگه دارن مامان و بابا میشن.. 20 سال.. 30 سال.. و الان. بچه ها بزرگ شدن. آخر م نفهمیدن مامان و باباشون برا چی یهو این کارای مسخره رو انجام دادن. خوب اونا برا چی انجام بدن؟ خلن؟ نه! خب پس میشه اینی که الان هست. مامان و بابا بچه ه رو میبینن میگن ما چرا نه؟ پس مامان و بابا ام دیگه مثل قبل نیستن. تازه فهمیدن که چه دورانی رو از دست دادن. باز میشه اینی که الان هست.
ولی نگران نباشید.. یه عده هستن که اینجا مواظبن. دلشون برا ... میسوزه! اونا باید وارد عمل بشن! باید جلوی این وضع رو بگیرن! مگه نه؟ عجله ام دارن! خیلی! یه چیزای دیگه ام دارن. اونا میان وسط.. پس میشه اینی الان هست..
خب این وسط من و تو چیکار کنیم؟ من و تویی که از این اتفاقای یهویی برامون نیفتاده؟ یا افتاده ولی یه جوری جبران شده؟ یا یه ذرش جبران شده یه ذرشم به خاطر جبر زمانه رومون اثر گداشته؟ من و تویی که برا کارایی که میکنیم یا نمیکنیم دلیل لازم داریم. نمیگیم من اینطوریم. اصلا نمیگیم من!
تو کجایی؟
(این تو امام زمان و اینا نیستا بیخود مذهبیش نکنید!)
خیلی خوبم!!
امروز کلاس مشتری مداری بود.. فکر کن! اینجا یه همچین کلاسایی ام برگزار میشه! استاد سر ساعت وارد کلاس شد. همون طوری بود که آدم تو ذهنش استاد مشتری مداری رو مجسم میکنه. یه آقای جا افتاده و توپولی، سرزنده، با سیبیلای پوآرویی، عینک و یه لبخند. دسمال گردنو یادم رفت بگم! مهمترین قسمتش همین بود!
-حالت چطوره؟
- ممنون
-ممنون چیه؟!! بگو خیلی خوبم!! خیلی خوبم!
اول فکر کردیم تظاهر میکنه و این جور آدما تو زوندگی واقعیشون از ما (آدمایی که در جواب چطوری؟ میگن ممنون!!) خیلی بد اخلاق ترن! ولی بعدا معلوم شد واقعا به چیزایی که میگه اعتقاد داره و بهشون عمل میکنه. هر چند من آدمی نیستم که این جور چیزا روم تاثیر بذاره و بخوام روش زندگیمو عوض کنم.. مثلا به کسی نگم خسته نباشید چون بار منفی داره و یا صبح ها ورزش کنم! ولی خوب کلاً دیدن این جور افراد تو این دوره و زمونه یه تنوعه! و بیشتر از اون یه تلنگره برای آدمایی مثل من که یه کم نگاهشونو به زندگی عوض کنن.
این کلاسم از اون کلاساییه که کارش عوش کردن آدماست. عوض کردن رفتارایی که بهش عادت کردیم. عادت کردیم که برای راحت کردن خودمون بگیم مشکل شماست! عادت کردیم که جواب طرفمونو با صدای بلند بدیم تا یه وقت جرات نکنه ازمون چیز دیگه ای بخواد. عادت کردیم که فقط راحتی مونو تو همون لحظه ببینیمو به تاثیری که این کارمون تو زندگی مون میذاره توجه نکنیم. عادت کردیم که به خدا اعتماد نکنیم.
سلام
آدم تو این فضای رومانتیک دلش نمیاد چیزی ننویسه..
زنده باد آزادی! هورا! دموکراسی! هورا! .. همه چی هورا!!
من اینجا چی کار میکنم؟ صبح به چه امیدی از خواب بیدار میشم؟ شب به چه امیدی میخوابم؟ آیا من یک نهیلیستم؟
آیا من کی هستم؟ (خودم میدونم آیا نمیخواد!) به قول حسین من هستم پس هستم! خوب حرفتو بزن چرا سیاه نمایی میکنی؟؟؟!!
هم کار خوب دارم هم ...
دیگه چی میخوام از جون این مملکت؟.. فک کنم همینو بهم بدن دیگه چیز خاصی نخوام!! کار هستا ! من اهل کار نیستم! این همه مراکز کاریابی! برو ثبت نام کن! اِ.. قبلاً ثبت نام کردی؟؟ 3 چهار جا؟؟ چیزی معرفی نکردن؟ اِ خوب میرفتی! لیسانس ریاضی کاربردی از علم و صنعت گرفتی برا همین کارا دیگه! مثلا تو اکسل عدد وارد کنی.. بلدی؟؟ یا تو ورد تایپ کنی. اینو که بلدی!! اِ خوب زبانتم که خوبه دیگه حله دیگه! تازه اینی که گفتم خوب خوبشه!! ماهی 270 هزار تومنم میدن! بده؟ نمی خوای نخوا!!! بیکار بمون! اصلا بچسب به همون تدریس! کی به کیه؟؟ من اینجا چی کار میکنم؟؟
sms خوب قطعه که قطعه! به تو چه؟ ایمیلم فیلتره؟ خوب باشه! چه ربطی داره؟ لابد میخوای بگی سرعت اینترنتم پایینه؟؟ حتماً تو فیس بوکم نمیره؟ به ج..
آبو که قطع نکردن! نونتم که میرسه الحمدلله.. آخه از چی مینالی بنده ناشکر خدا؟؟؟
تلویزیون؟؟؟؟؟ مگه نگا میکنی؟ شمام ماهواره ندارین؟؟؟؟؟ ای بابا!
یه جوک بگم امروز سعید تعریف کرد..
یه مامور سیا، یه مامور ک.گ.ب، یه مامور موساد با یه مامور وزارت اطلاعات ایران و میفرستن تو یه جنگل که خرگوش بگیرن. بعد 1 دقیقه مامور سیا با یه خرگوش برمیگرده. مامور ک.گ.ب بعد 2 دقیقه و مامور موساد بعد 3 دقیقه با خرگوش برمیگردن. اما هر چی منتظر میشن از ایرانیه خبری نمیشه. بعد از 1 ساعت میبینن مامور وزارت اطلاعات با یه خرس برگشته. میگن اِ .. این چیه آوردی؟؟؟! مامور وزارت اطلاعات با آرنج میزنه به خرسه.. خرسه میگه: من خرگوشم
! ما خونوادگی هممون خرگوشیم! فامیلامونم همه خرگوشن.
بازم بگم؟ بگم؟...........................بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تورو خدا این بابا رو یه چند وقت تو تلویزون نشون ندید! تورو خدا!!! دیگه نمیتونم تحمل کنم! خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.............
راستی یادم رفت اینا رم بگم..
سایت های زیر جهت فیلتر شدن پیشنهاد میشود:
البته یه راه دیگه هم برای اداره بهتر کشور پیشنهاد میکنم. آقا اصلا بیاید این برق و کلا قطع کنید! دیگه هم اطلاع رسانی قطع میشه هم تاریک میشه همه کار میشه کرد! این موبایلاام بعد چند روز شارژشون تموم میشه نگران نباشید.. چی ؟ تلفن ثابت؟ اِ اونو هنوز قطع نکردید؟؟ منو نگا با کیا دارم حرف میزنم! یهو بگید همه چی آزاد دیگه!
راستی اگه برقو قطع کنید تلویزیونم قطع میشه! بعد دیگه کی برا دولت تبلیغ کنه؟؟ .. اِ.. نمیشه برق و یه جوری سهمیه بندی کنید که فقط تلویزیونو روشن کنه؟ نمیشه نه؟ ... حالا میخواید یه کم سعی کنید شاید شد!
بسه دیگه چرت و پرت خسته شدم!
برای اولین بار
سلام
٢۵ تیر ساعت ... ساعتش یادم نیست اما ساعتی بود که همه زندگیمو گذاشتم کنار، موبایلمو خاموش کردم، گرفتاریهای اینور و فراموش کردم و سوار هواپیما شدم برای سفر، ١۵ روز به بهترین جای دنیا..
هر وقت که مامانم یا بابام برام تعریف میکردن از مسجدالنبی، از مسجدالحرام از سعی بین صفا و مروه، آخرش میگفتن تا نری متوجه نمیشی ما چی میگیم. الان فهمیدم اونا چی میگفتن. از فرودگاه که برمیگشتیم خونه بیشتر فهمیدم. شب بود ساعت ١٢ یهو دلم تنگ شد برا خانه خدا ... و از همون حرفایی که همه میزنن ... .
منم مثل خیلیای دیگه قبل سفر نگران بودم نگران اینکه یه آدمی با این همه گناه، اگه بخواد بره حج، بعد نه تو مدینه تحویلش بگیرن نه تو مکه چی میشه؟ اگه همون --- که بود باقی بمونه چی میشه؟... من آماده نبودم! میترسیدم! یه جورایی هم زده بودم به بیخیالی ولی برای اولین بار که وارد مسجدالنبی شدم دیدم حساب کتاب ما با اونا فرق داره.
برای اولین بار که چشمتون به گنبد سبز پیامبر میفته اگه سلام کنید جوابتونو میدن ..یرون مقامی ویسمعون کلامی و یردون سلامی .. تحویل میگیرن، خوش آمد میگن خلاصه کلی صفاست.
حاج آقای کاروان با لهجه قشنگ آذریش توضیح میداد و بعدم فکر کنم زیارت نامه رو تو صحن خوندچون من گوش نمیدادم و رفتیم تو مسجد.. زیارت نامه رو بغل ستون توبه خوندم البته بعدا فهمیدم که اون ستون توبست. زمان پیامبر یکی کار بدی انجام میده و پشیمون میشه بعد خودش و به این ستون میبنده که خدا ببخشتش. خدا هم بعد نمی دونم فکر کنم ٣،٢ روز میبخشتش و به پیامبر وحی میکنه که اونو باز کنه. یک کمی اون طرف تر محراب و منبر پیامبره. زیارت نا مه رو که خوندم اومدم بیرون از اون قسمت که البته شلوغتر هم بود. چشمم افتاد به سر در... یه حدیث از پیامبر بود نوشته بود که میگفت اون قسمت تکه ای از بهشت ه. روضه رضوان. تکه ای از بهشت؟ من اونجا بودم!

قبرستان بقیع. برای اولین بار. اول روبه روی قبر چهار امام البته با فاصله ١٠ متر. یه عده با مسئولای افغانی اون قسمت بحث میکردن که چرا نمیذارید جلوتر بریم، یکی از اون وسط گفت لعن الله من قتلکم و لعن الله من ظلمکم . بعضیا م تو حال خودشون بودن گریه میکردن مداحی میکردن البته یواش برا دورو بریاشون.. بابام دستمو کشید یعنی بریم بقیه قبرستانم نشونت بدم. نمیشد از کنار چهار تا قبر رفت. یه جاذبه ای داشت .. از همونا که تا نرید اونجا متوجه نمیشید. هر جای بقیع که میرفتم ... آدم تو بقیع ناخدآگاه دنبال یه چیزی میگرده.. نه اینکه قصدم این باشه که آتیششو زیاد کنم نه واقعا چشم آدم با کنجکاوی تمام دورو برشو نگاه میکنه تا حدس بزنه اون قبر پنهان کجاست ... خودتون برید میفهمید.
وقتی میخواستیم از مدینه بریم مکه ... یکی تو مکه میگفت برای ایرانیا دل کندن از مدینه خیلی سخته چون اعتقاداتشون ضعیفه. بیشتر ائمه و معصومین رو دوست دارن در صورتی که ما اونا رو برای خدا دوست داریم. شاید حرفش درست باشه ولی به هر حال .. خیلی سخت بود!
محرم شدن تو مسجد شجره. به قول روحانی کاروان، ما برای همین کار اومدیم. اومدیم اعمال حج عمره رو به جا بیاریم. از اینجا به بعد استرس وحشتناکی داشتم! تو لباس احرام وقتی که اون ٢۴ چیز برات حرام میشه مثل نگاه کردن تو آینه. هتل ما هم که ماشاالله آینه کاری بود همه جاش!
وارد شدن به مسجدالحرام. مهمترین جای دنیا. بهترین جای دنیا. میگن چشمت که به خانه کعبه بیفته به سحده میری و سه تا از دعا هات برآورده میشه. البته این که ٣ تا یا بیشترش خیلی مهم نیست. اونجا هر چی از خدا بخوای بهت میده. به منم داد. اگه قدرشو بدونم. اگه یادم نره. اگه خودمم بخوام نگهش دارم.
همینو بگم که اینقدر استرس داشتم همه کارا رو قر و قاطی انجام دادم کلی شک و اینا البته از روحانی کاروان پرسیدم و یه جوری حلش کردیم ان شاءالله خدا قبول کنه. یک بار دیگه هم از مسجد تنعیم محرم شدیم و به نیابت از طرف دوستان و اقوام و بعضی های دیگه اعمال حج رو انجام دادیم.
مسجدالحرام یه چیز دیگه بود. عظمت و مهربونی خدا رو میشد اونجا حس کرد. خیلی خوب بود خیلی! رکن یمانی که دعا توش مستجابه، دست زدن به حجر الاسود که مثل دست دادن با خداست، قران خوندن روبه روی ناودون طلا که هر آیش ثواب ختم قران رو داره، نگاه کردن به کعبه و خیلی چیزای دیگه که ان شاءالله خدا قسمت شما هم بکنه. از طرف همه دوستان دعا گو نائب الزیاره بودم و سوقات برای کسایی که باهاشون خداحافظی کردم به اسم هر کدوم، دو رکعت نماز تو مسجد النبی خوندم.
خوب معنویت کافیه بریم سر مسائل اجتماعی. آخ این عربا نماز خوندنشون واقعا دیدنیه!! سر نماز راه میرن سر بچشون داد میزنن بسم الله هم که نمیگن! یکیشونم گیر داده بود تو مسجدالحرام فرش و از زیر پام جمع کنه میگفت برو جلو واستا! سر نماز! منم با خیال راحت نمازم و تا آخر خوندم کلی هم طولش دادم بعد با عربی دست و پا شکسته بهش گفتم سر نماز راه نمیرن حرامه! چشماش شده بود ٨ تا.
آی کیو شونم که میدونید در حد ملخه. نه حلزون. هیچ زبونی بجز عربی حالیشون نمیشه نمیدونم اینا مدرسه و این چیزا نمیرن؟ به هر حال هر چی ما این خارجیا رو تو مملکتمون تحویل میگیریم اینا بجز توهین و تحقیر اونجا انجام نمیدن. البته مردم عادیشون خوبن ولی شرطه هاشون نه. تازه منم انگشت نگاری کردن
از خیابون که میخواستی رد بشی بعضیا میخواستن زیرت کنن بعضیام از 1 کیلومتریت ترمز میکردن. مردمش ظاهرا هیچ دغدغه و مشکلی بجز شکم و ... نداشتن. با هر کدوم حرف میزدی محال بود بحث به این که تو ایران چند تا زن میشه گرفت نرسه. دغدغه کار و پول و ازدواج و خونه و خرج براشون یه چیز مسخره است.
دوستانی که اتفاقی وارد این وبلاگ شدن از بی ارتباط بودن مطلب با عنوان وبلاگ رنجیده خاطر نشن. دوستان قدیمی هم که کارشون درسته.
والسلام..
فرصت تمام شد!
سلام
قبل از ایراد سخنرانی، سال نو رو به همه دوستان و آشنایان، متعلقات ذوی الحقوق و بازماندگان تبریک و تهنیت عرض میکنم و امیدوارم سال جدید سالی توام با موفقیت بهروزی .......

دوستان واقعا شرمنده از این غیبت طولانی (البته اگه دیگه دوستی هم باقی مونده باشه!). با توجه به درخواستهای مکرر شما عزیزان بر حفظ فضای رمانتیک وبلاگ بنده حقیر تصمیم گرفتم عکس خودم شعر و پستهای مربوطه رو پاک کنم! به هر حال از بی کاری که بهتره ! تنوعه. متاسفانه مطلبی هم راجع به بورس آماده نکردم. شما نگران نباشید! همون طور که رئیس جمهور محترم چندی پیش فرمودند، بورس رشد آرام و منطقی خودش رو شروع کرده و به حرکت صعودیش ادامه میده (البته فقط تا ۱۰۰۰۰ واحد بعدش دوباره روند نزولی میشه). حالا که بحث به اینجا رسید بذارید یک نکته آموزنده هم بگم
: تو روند قیمت یا شاخص یا هر روند دیگه ای اعداد رند نقش جالبی رو باز میکنن. مثلا همین ۱۰۰۰۰ خودمون ! شاخص یه مدتی صعودی میشه از ۹۳۰۰ یواش یواش شروع میکنه به بالا اومدن تا جایی که همه از جمله رئیس جمهور گول میخورن. و فکر میکنن اوضاع دیگه ردیف شد! خداحافظ شاخص زیر ۱۰۰۰۰ . اما وقتی بیماری وجود داره تا ریشه ای درمان نشه از بهبودی خبری نیست! اعداد رند از لحاظ روانی تو بازار تاثیر میذارن و گاهی اوقات روند های قوی رو هم برعکس میکنن. مثلا فرض میکنیم من یه سهامی رو خریدم ۲۵۰ تومان . قیمتش شروع میکنه به بالا رفتن میره میره میره تا نزدیکیای ۱۰۰۰ تومان. (
) من میگم خوب ...
فکر نکنم از این بالاتر بره و سهمم رو میفروشم. خیلیای دیگه هم همین فکر رو میکنن و سهمشون رو میفروشن برای همین سهامی که تا دیروز داشت رشد میکرد فقط به علت اینکه به یه قیمت رند رسید، رشدش متوقف شد! اعداد ۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۴۰۰،... هم همین عملکرد رو میتونن داشته باشن.
منتظر باشید...
سلام
یه سایتی بود که ما عکسامونو توش آپلود میکردیم (ما)! اسمش uploadnext.com بود. نمیدونم محدودیت ماهانه داشت چی چی داشت که تا یه مدت تبلیغ سایتشو به جای عکسای وبلاگ ما نشون میداد! بی تربیت! ما هم برای اینکه ادب بشه قالب وبلاگ رو عوض کردیم! دیگه مجبور شدم وگرنه عمرا اون قالب قبلی رو عوض نمیکردم!
خب من که از این قالب راضی ام امیدوارم شما هم راضی باشید خدا هم راضی باشه... !
دیگر اینکه دوستان میگن اون ۱۶ ۱۷ مساله تموم نشد اتفاقا چرا تموم شد ولی ۴۰ ۶۰ تا مساله جدید به وجود اومد!
و دیگر اینکه قرار شده در یک گروه ۴ نفره یه بازار کوچیک واقعی شبیه سازی کنیم و توش عملکرد تابعهای تحلیل تکنیکی رو بررسی کنیم. و یه کارای دیگه ...
و اینکه مساله فازی رو میگم اما نه به اون چربی که قرار بود چون یه عده از دوستان عنوان کردن که رژیم دارن و این حرفا...
و نکته آخر لطفا خواهشا پیغام نذارید که (( اگر ممکنه تبادل لینک داشته باشیم! )) اگر کسی لطف کرد و لینک داد که خیلی ممنون. من هم طبعا عرفا اخلاقا این کار رو در قبال لطفشون انجام میدم.
ونکته آخر اینکه دعا کنید بتونم این مطلب رو به یه جایی برسونم!.:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
چیدن سبد سهام یکی از مهمترین و حساسترین مراحل سرمایه گذاری در بورس است. مطالعات گسترده ای در این زمینه در کشورهای مختلف انجام شده اما همانطور که انتظار میرود در کشور ما امری بدیهی و بی ارزش است و کار کردن روی آن صرفا اتلاف وقت به حساب می آید!
از دید ریاضی ماکزیمم کردن سود با توجه به پذیرفتن ریسکی مشخص، یا مینیمم کردن ریسک با توجه به حصول بازده ای مشخص ، یک مساله تحقیق در عملیات است. فرمول بندی این مسائل نسبتا ساده است به شرطی که قبلا اطلاعات خام مورد نیاز آن در دسترس باشد که غالبا این طور نیست.
میزان سود یا ضرر در بازار بورس همواره با ابهام همراه بوده و بازده ای که از تملک یک سهم خاص در یک دوره مشخص حاصل میشود به طور صریح قابل پیش بینی نیست. شرایط بازار، میزان عرضه و تقاضا شرایط اقتصادی و مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی همه و همه بر قیمتها تاثیر گذاشته و باعث میشود در انتهای دوره سرمایه گذاری بازده مورد انتظار ما دستخوش تغییر شود. مسئله این است که چگونه میتوان در این شرایط بهترین تصمیم را گرفت.
بهانه ای برای نوشتن
سلام
تموم شد... سحر بیدار شدن... با چشم بسته سحری خوردن... آش رشته... خرما... افطاری...
دعای سحر...نماز صبح اول وقت... دعا... قرآن... مهمونی خدا... حتی برای من!
عیدتون مبارک ولی حال من که حسابی خرابه! حالا بگو یه روز اینور اونور به حالت چه فرقی میکرد؟ تو یه ماهش کاری نکردی حالا این یه روز رو چه گلی میخواستی به سر خودت بزنی؟ نمیگم کاش هیچ وقت تموم نمیشد چون اون وقت دیگه مزه نداشت. یعنی اصلا بی معنی بود !
خدایا اگه این شب آخری هنوز سفرتو جمع نکردی ما رو آدم کن مریضا رو شفا بده و اون چیزی که همیشه اول اول میگم و خودت میدونی.
اللهم انی اسئلک خیر ما سئلک عبادک الصالحون و اعوذ بک ممااستعاذ منه عبادک الصالحون
------------------------------------------------------------------
ببخشید مدتی آپ نکردم. در حال حاضر درگیر ۱۶ -۱۷ تا مساله ام برای همین فرصت برای وبلاگ ندارم. از همه دوستانی که نظر دادن و نتونستم بهشون جواب بدم هم معذرت میخوام انشاءالله در اولین فرصت از خجالت همشون در میام.
به زودی با یه مطلب چرب و پرمایه
مزاحمتون میشم . دوستانی که به مسائل فازی علاقه دارن منتظر باشن....... فکر نمیکردید فازی توی بورس هم کاربرد داشته باشه نه ؟.... آره؟ چی؟ 
خب ... برای همتون آرزوی موفقیت میکنم . التماس دعا
ان وعد الله حق
سلام
همونطور که تو پست قبلی گفتم RSI یا همون relative strength index نشون میده کی بخریم(oversold) و کی بفروشیم(over bought). فرمول محاسبش به صورت زیره که باید توضیح داده بشه :
RSI = 100 - 100/(1+RS) ............. This is the main formula
RS = average of x days up closes divided by average of x days down closes
RSI>70 ..................................means overbought so you should sell
RSI<30...................................means oversold so you should buy
خوب این چیزیه که شما تو هر سایت فارسی و انگلیسی میتونید پیدا کنید اما اگه مثل من به این فرمول با دقت نگاه کنید
..............چیزی متوجه نمیشید! اول بذارید خصوصیات عمومی و تعریفات اولیه شو بگم تا بعد برسیم به اونجایی که ....
یه معلم داشتیم تو دبیرستان میگفت شما تو پیش دانشگاهی تو ریاضی به یه چیزایی برخورد میکنید که که اصلا لازم نیست بهش فکر کنید ... فقط کافیه دستاتون رو تا جلوی لبتون بالا بیارید بعد یه صدایی مثل این ---> بووووووووو........ از دهانتون خارج کنید و بعد با انگشتاتون به شکل نواختن گیتار لبتون رو حرکت بدید ... معادلش تو شکلکای پرشین بلاگ اینه
ولی اونی که گفتم یه چیزه دیگست! البته من الان میفهمم که چه معلم ارزشمندی بود ایشون .
خب. از ظاهر فرمول مشخصه که RSI یه عددی بین ۰ تا ۱۰۰ ه.
(چون RS یه عدد مثبته!)
up/down closes ها رو قبلا گفتم اما دوباره میگم که اگه قیمت بسته شده در آخر یک روز کاری در بازار بیشتر از قیمتی باشه که اول روز سهم با اون قیمت وارد بازار شده، میگن up closes و برعکس برای down closes .
میرسیم به تعریف RS.... کلمه average رو بندازید دور! چون ما اصلا میانگین حساب نمیکنیم ! از اونجایی که RSI رو تو یه دوره ۱۴ روزه یا ۲۱ روزه محاسبه میکنن، شما کافیه در ۱۴ روز، قیمت سهم در اون روزهایی که up closes بوده رو با هم جمع کنی. حالا میخواد فقط ۲ روز تو این ۱۴ روز بالا بسته شده باشه یا ۱۰ روز. این میشه :
average of x days up closes
برای down closes هم به همین ترتیب! بعد بالایی رو تقسیم بر پایینی میکنی این میشه RS.
تو بعضی جاها RS رو این طوری به صورت یک کسر تعریف میکنن :
صورت : مجموع روزهای بالا بسته شده در n روز تقسیم بر n
مخرج : مجموع روزهای پایین بسته شده در n روز تقسیم بر n
بچه سوم راهنمایی هم میدونه که اون تقسیم بر n آخر دیگه احتیاجی نیست چون از صورت و مخرج حذف میشه و بی تاثیره! حالا متوجه شدید که اون average رو برا چی گفتن! ؟!
ببخشید که طولانی شد بقیش دفعه بعد
.
پیروزی حزب الله هم مبارک!
کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله والله مع الصابرین
سلام
اولا خدمت اون دوستایی که خوشحال شده بودن که ما دیگه نمیایم عرض کنم که ... دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره ...
موشک پشت موشک. آقا جون مادرت بسه من که دیگه طاقت ندارم! 
اول موشک باران درسای قشنگ دانشگاه! بعد موشک باران نمره های قشنگ اساتید! حالا هم که موشک باران اسرائیل! اینو دلم نیومد بگم قشنگ چون هیچ قشنگی نداره! من همینجا حمایت خودم رو از مقاومت و سید حسن اعلام میکنم و برای همه دولتهای مسلمون دنیا هم دعا میکنم و خدا خیرشون بده میگم!!! خدایا حمایتشون از حزب الله کم نشه! خیلی کیف میده ها همه بشینن نگا کنن!! وای !! آخ آخ!! ااا(با کسره بخونید!) !!! دیدی ؟!! خیلی بده که اسرائیل داره مسلمونا رو میکشه نه ؟ آره آره خیلی !! از اون طرف هم آمریکا با خیال راحت ۵۰۰ تا ۵۰۰ تا موشک و بمب میده اسرائیل!! ... یه چیزی میخواستم بنویسم دوباره پاک کردم ...
اصلا نیومده بودم اینا رو بگم! ولی به قرآن مجید اگه ایران پنهانی یا علنی (که عمراْ) به حزب الله کمک نکنه واقعاْ.........
راستش میخواستم نظرتونو راجع به چند تا چیز بدونم.
اول کلاْ نظرتونو بگید راجع به هر چی دوست داشتید
دوم راجع به قالب وبلاگ که عوضش کنم یه چیز سبک و معمولی بذارم
سوم اینکه کلاْ وبلاگ رو جمع کنم
تو این مورد آخر نظرا خیلی باید زیاد باشه وگرنه جمعش نمیکنم
خوب بعد. یه بار توی پستای قبلی گفته بودم که یکی رو دیدم که کلاس آموزشی بورس داشت و تبلیغ میکرد که ما پیش بینی کردیم شاخص برسه به ۹۴۰۰ و این حرفا ... اصلا اومده بودم که اینو توضیح بدم که چطوری میشه که اینجوری میشه یعنی پیشبینی میکنن که قیمت تا فلان میره بالا یا شاخص تا فلان میاد پایین که نشد یعنی حرف زیاد شد . حالا همین جوری یه کم میگم که دفعه بعد (۱۰ ماه دیگه!) کاملش کنم.
ببینید ..(به یاد مرحوم دایی) برای پیش بینی ابزارهای متعددی وجود داره اما یکی از معروفترین و محبوب ترین این ابزارها تابع RSI ه. (این ه آخر جمله که ابداء خودمه معادل همون است ه تو جمله های رسمی!
) به جون خودم این RSI خیلی قشنگه. من هنوزم تو کفشم (حرف دوم رو با کسره بخونید(این زبون محاوره هم نیاز به یه تجدید نظر اساسی داره!)) خیلی سر بسته اگه بخوام بگم چیه ... باید بگم که یه چیزیه 
که... اصلا هیچی. نه. ببینید مثلا برا شاخص ... شاخص که میدونید چیه ؟! نه؟ خوب مثلا برا قیمت یه سهم (اینو میدونید!) میان تو یه دوره حالا شش ماهه یه ساله یا کمتر بیشتر یه کارایی رو قیمت انجام میدن و میفهمن که چه موقع این سهم overbought شده و کی oversell (دوستان علاقمند به زبان فارسی درقسمت نظرات برای این دو کلمه معادل ارائه کنند) وقتی overbought شد قیمت پایین خواهد آمد پس شما باید سهام خودتون رو بفروشید و وقتی oversell شد باید بخرید چون قیمت درآینده نزدیک بالا خواهد رفت.
حالا چه ربطی داشت به این که میگه مثلا قیمت به ۵۰۰ تومان میرسه داره؟ هااااااا اینو دفعه بعد میگم. تا اون موقع سعی کنید اینا رو که نوشتم بخونید ممنون.

